مختصات جغرافیای اقتصادی ایران و چالش های آن برای تمدن دریایی

[ad_1]

امنیت ایران بلای اقتصاد تمدن های دریایی است تبصره 6

خبرگزاری میزان – محمد غفاری – در یادداشت های قبلی ، بخشی از تاریخ تمدن های خشکی و دریایی و بخشی از رویارویی فعلی تمدن های خشکی و دریایی را مورد بررسی قرار دادیم و موضوعات مختلفی را مشخص کردیم که می توانید با آنها درباره جغرافیای سیاسی و اقتصادی ایران در تمدن خشکی و دریا بیشتر آشنا شوید. به یادداشت های قبلی برای درک اهمیت کشور عزیزمان از نظر جغرافیای سیاسی و اقتصادی به ادامه مطلب بروید. ما اکنون می خواهیم بیشتر در مورد اقتصاد ایران صحبت کنیم تا بتوانیم بهتر درک کنیم که چرا ایران از نظر اقتصادی در جهان و منطقه اهمیت دارد.

می توان گفت بدهی ایران به بانک ها و کشورهای جهان ناچیز است. ایران در سال 1400 حدود 110 دلار به ایران بدهکار است. این رقم تنها 2 درصد از تولید ناخالص داخلی ایران است و در این گروه ایران را می توان با کشوری مانند ایرلند مقایسه کرد که 1046 درصد بدهی خارجی به تولید ناخالص داخلی دارد. دولت! یا هلند که 648 درصد تولید ناخالص داخلی خود و دولت جهان را نسبت به تولید ناخالص داخلی خود بدهکار است ، یا سوئیس که نسبت بدهی خارجی آن 287 درصد اقتصاد آن است ، متوجه بدهی کم کشورمان به جهان شد.

از نظر جمعیت و جمعیت ، جمعیت جهان در حال حاضر حدود هفت میلیارد و نهصد میلیون نفر است و جمعیت ایران در حال حاضر حدود هشتاد و پنج میلیون نفر است. این بدان معناست که کمی بیش از یک درصد جمعیت جهان در ایران زندگی می کنند.

مساحت کل زمین حدود پانصد و ده میلیون کیلومتر مربع است که بیست درصد آن خشکی است. یعنی حدود 149 میلیون کیلومتر یا هفتاد و دو درصد از سطح زمین توسط دریاها پوشیده شده است. مساحت ایران 1،648 میلیون کیلومتر است. به عبارت دیگر ، سهم ایران از خشکسالی جهان حدود کمی بیش از یک درصد است.

به آمار زیر نیز توجه کنید:
1- حدود 18 درصد گاز جهان در ایران (بزرگترین دارنده گاز در جهان) است.
2- حدود یازده درصد سرب جهان در ایران است (بزرگترین سرب جهان)؛
3- حدود 9 درصد نفت جهان در ایران (دومین ذخایر بزرگ نفتی جهان) قرار دارد.
4- حدود 9 درصد از ذخایر مس جهان در ایران است.
5- حدود 10 درصد ذخایر معدنی اورانیوم جهان در ایران است.

ایران دارای یک درصد خشکسالی جهان است و یک درصد جمعیت جهان را ایرانیان تشکیل می دهند. اما حدود 7 درصد از ذخایر معدنی شناخته شده جهان وجود دارد

در یک جمله ، ایران دارای یک درصد خشکسالی جهان و یک درصد جمعیت جهان را ایرانیان تشکیل می دهند. اما حدود 7 درصد از ذخایر معدنی شناخته شده جهان وجود دارد. می توان نتیجه گرفت که ثروت بالقوه ایران به طور متوسط ​​هفت برابر بیشتر از سایر نقاط جهان است ، در حالی که مردم و دولت ایران تقریباً هیچ بدهی قابل توجهی نسبت به سایر نقاط جهان ندارند ، همانطور که قبلاً ذکر شد. اکنون می توان فهمید که چرا تمدن دریایی قصد تجزیه ایران را دارد. این ثروت چیزی نیست که بتوان برای تمدن دریایی بخشید ، و البته فقط این ثروت قدرت را به ارمغان می آورد. بنابراین ، اگر این امکان پذیر نباشد ، با ایران وارد جنگ می شود و ایران را تجزیه می کند – که در یادداشت های قبلی ثابت نکرده ایم – هیچ راهی جز تحریم های اقتصادی برای تمدن دریایی وجود نخواهد داشت تا از قدرتمند شدن ایران عزیزمان جلوگیری کند.

در زمینه تولید انرژی ، مردم تاکنون جایگزین مطمئن و قابل اعتمادی برای انرژی هسته ای برای انرژی های فسیلی پیدا نکرده اند و در عمل سایر راه حل های تولید انرژی جوابگوی مصرف جهانی نیست و نخواهد بود. کافی است بگویم که در حال حاضر ، در سال 1400 ، ایالات متحده هنوز حدود 60 درصد از سوخت های فسیلی خود را برای تولید برق استفاده می کند. به طور کلی ایران ما از نظر ذخایر انرژی رتبه دوم را در جهان دارد. پیش از این ، دانشمندان تصور می کردند که ذخایر انرژی فسیلی جهان به زودی کاهش می یابد. اما اکنون می دانیم که بر اساس منابع باز ، حدود 42 سال تا پایان نفت جهان باقی مانده است. با این حال ، به خاطر داشته باشید که در طول این 42 سال ، منابع جدیدی را می توان کشف کرد و این دوره را می توان تمدید کرد ، که آینده قیمت نفت و مشتقات نفت را به میزان قابل توجهی تحت تأثیر قرار خواهد داد.

اکنون که همه اینها را خوانده اید و از تحریم های ایالات متحده و سایر کشورها علیه ایران مطلع هستید ، باید بتوانید به این س answerال پاسخ دهید: کدام کشور در جهان از نظر جغرافیای سیاسی و اقتصادی مشابه ایران دارای شرایط مشابه است؟ پاسخ روشن است: هیچ کشوری اینطور نیست و می توان گفت تقریبا هیچکس مانند سایر کشورها اثر انگشت ندارد ، کشورها شرایط متفاوتی دارند.

این س theالی را در ذهن عموم مردم عزیز ایجاد می کند که اگر هیچ کشوری شرایطی مشابه شرایط آب و هوایی و اقتصادی ما ندارد ، چرا اکثر اقتصاددانان ایرانی معتقدند تصمیمات سایر کشورها می تواند اقتصاد ایران را بهبود بخشد؟ چرا نسخه های مشابه به سایر کشورها گسترش یافته است که به طور کلی وضعیت اقتصادی را بدتر می کند؟

آنچه برای متفکران و متفکران اقتصادی واضح است این است که وقتی از اقتصاد صحبت می کنیم ، ممکن است یک نظریه و استراتژی اقتصادی در یک کشور تأثیر داشته باشد ، اما همان نظریه در کشوری دیگر نتیجه متفاوتی دارد و در کشور سوم نتیجه متفاوتی دارد. اگر فرض کنیم که یک تصمیم اقتصادی می تواند مثلاً 10 درصد از اقتصاد یک کشور را مثبت کند ، با توجه به اینکه اندازه و رفتار اقتصادی و جغرافیایی مردم در کشورها مشابه نیستند ، اگر به طور مشابه اعمال شود نتایج متفاوتی خواهیم داشت. به به نظر می رسد تأثیر جغرافیای سیاسی و اقتصاد رفتاری و اعتبار تمدن ها بر اقتصاد نظری در دانشگاه های اقتصادی نادیده گرفته شده است و اکنون در ایران به نظر می رسد که ما با سیاستمدارانی روبرو هستیم که از تأثیراتی که منجر به ارائه نادرست در اقتصاد ایران می شود ، چشم پوشی می کنند.

در واقع می توان گفت که در اقتصاد ایران ، ما نیاز داریم مردم این واقعیت را درک کنند که هر کشوری باید استراتژی های اقتصادی را بر اساس رفتار مردم و آب و هوای جغرافیایی آن تعیین کند و در مورد ایران ، باید بر اساس جغرافیای سیاسی باشد. و اقتصاد رفتاری و اجازه دهید مقامات ایرانی تصمیم بگیرند که نسخه ای از تصمیم اروپایی یا آمریکایی یا چینی را ارائه ندهند که فقط به نفع همان کشورها و تاریخ مشابه آن است.

یکی از راهبردهای مهم می تواند تحقیق در این زمینه ها در ایران و شامل جغرافیای سیاسی و اقتصاد رفتاری و داستان ایرانیان و در نتیجه درک تفاوت بین استراتژی های اقتصادی در ایران و سایر کشورها با دوره های دانشگاهی در اقتصاد ایران در ایران باشد. آینده نزدیک پایان. شاهدان آینده آموزش اقتصاددانان م effectiveثر آشنا با آب و هوا و رفتار ایرانیان.

انتهای پیام /

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *