دختر جوان با گفتن “من تهدید می شوم” پس از …



این حادثه حوالی ساعت 11.30 شب در Orta Mahallesi Kavuniçi Sokak در منطقه پندیک اتفاق افتاد. گفته می شود مردی که نام او نکاتی بودن به او آموخته است به دلیل نامعلومی با دختر جوانی که آنها با او دوست بودند مشاجره کرده است.

وقتی بحث شدت گرفت ، دختر جوان به عموی خود حسن ییلماز خبر داد و درخواست کمک کرد. حسن یلماز که به خیابان آمده بود برای محافظت از برادرزاده خود با شخصی به نام نکاتی درگیری را آغاز کرد. در همین حال ، چهار همسایه خارجی حسن ییلماز نیز به جنگ پیوستند. در حین درگیری ، مظنون سه بار با یک کارتریج خالی شلیک کرد که آن را از کمر خارج کرد. یکی از گلوله های تپانچه به سر حسن ییلماز اصابت کرد. ییلماز در خون به زمین افتاد. یکی از همسایگان درگیر در جنگ از ناحیه پا زخمی شد. مهاجم مسلح با توقف یک تاکسی ، از صحنه فرار کرد.

پس از اطلاع همسایگان که صدای تیراندازی را شنیدند ، تیم های پزشکی و پلیس به محل اعزام شدند. تحت کنترل تیم های پزشکی مشخص شد که حسن ییلماز با گلوله ای به سرش فوت کرده است. یک همسایه که از ناحیه پا مجروح شده بود ، پس از اولین مداخله در محل به بیمارستان آموزشی و پژوهشی دانشگاه مرمره منتقل شد و تحت مداوا قرار گرفت. مراسم خاکسپاری حسن ییلماز ، که درگذشت ، پس از تحقیقات در محل ، برای کالبد شکافی به سردخانه بیمارستان آموزشی و پژوهشی Kartal Lütfi Kırdar منتقل شد.

برنامه های مرده فراری شده

تیم های پلیس در حال تحقیق برای شناسایی مظنونی هستند که در نتیجه تحقیقات فرار کرده است. مظنون دستگیر و برای مدت کوتاهی بازداشت شد. مظنون ، نکاتی ، که بازداشت شده بود ، برای ارائه شهادت به کلانتری منتقل شد.

“مردی که می زد متفاوت بود”

نشئی که گفت از تیراندازی بیرون آمده است ، در مورد این حادثه گفت: “من سه شلیک شنیدم. از پنجره بیرون را نگاه کردم ، برخی از آن ها بالا و پایین می دوید ، ما بیرون رفتیم. این دختر جلوی درب دوستش گریه می کرد ، یک کودک زخمی داشت. دیگری شلیک کرد. او روی زمین افتاده بود. دختر گفت: “من دایی هستم.” مردی که شلیک کرد او را اذیت کرد. او گفت: “این دایی من است.”

تحقیقات از پرونده ادامه دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *