خط مقدم جبهه عراق در خاورمیانه / ناتوانی ایالات متحده در مدیریت بحران های منطقه ای

[ad_1]

خبرگزاری میزان – مجید عبدالله * تأمین منافع ملی کشور یکی از اهداف و وظایف مهم سیاست خارجی است. در مطالعه چگونگی تعامل و تأثیر تعهدات ایدئولوژیک دولت اسلامی بر مقاومت اسلامی با منافع و امنیت ملی کشورمان ، استفاده از فرصت ها در زمان مناسب و همچنین درک مفهوم عملی منافع ملی و امنیت ملی ، و چگونه ارائه آن در جهان کنونی

بنابراین ، می بینیم که رقابت جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده به تقابل دو سیاست خارجی در عراق تبدیل شده است. خلیج فارس را در بر می گیرد.

به نظر می رسد سیاست خارجی آمریکا در این بخش از خاورمیانه دو هدف اصلی دارد: تامین امنیت اسرائیل و کنترل جریان نفت و ادامه صادرات آن به بازارهای بین المللی در منطقه خلیج فارس.

در طول تاریخ معاصر ، نظام سیاسی در جهان و منطقه هرگز چنین نبوده است. جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر نقش بسیار مهمی در تعریف برنامه های منطقه ای دارد. با توجه به نقش مهمتر ایران در منطقه ، نفوذ و قدرت ایالات متحده در منطقه کاهش یافت.

با وجود همه فشارهای امنیتی ، سیاسی و اقتصادی ، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای در راس بازی نقش آفرینی خود قرار دارد. اقتدار منطقه ای مختص ایالتی است که قدرت تأثیرگذاری و نفوذ بر یک منطقه را دارد یا اقتدار و منافع آن در سراسر منطقه حاکم است.

بر اساس این تعریف ، جمهوری اسلامی ایران یک قدرت منطقه ای است. دوستان و دشمنان این موضع مناطق جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت می شناسند. دستیابی به این نیرو همچنین نتیجه مطلوب دکترین دفاعی و امنیتی ایران است که توانسته امنیت جمهوری اسلامی ایران را تضمین کند و به همین دلیل به سمت ایجاد موقعیت مطلوب منطقه ای حرکت کند.

تمام تلاش دشمنان و رقبای ایران و مناطق ایران به ویژه آمریکا این است که این موضع را که مبتنی بر این تفکر استراتژیک است ، از جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کنند.

از سوی دیگر ، در طول دهه ها و از زمانی که آمریکایی ها وارد منطقه شده اند ، تمام تلاش خود را بر موضوع روابط بین الملل متمرکز کرده اند ، تا هژمون منطقه باشند و سلطه بی چون و چرای خود را حفظ کنند. شکی نیست که سلطه بی چون و چرا آمریکا در منطقه کاهش یافته است.

یکی از مهمترین شاخص هایی که برای تعیین قدرت بازیگران بین المللی استفاده می شود میزان تعیین برنامه های منطقه ای است. در گذشته ، ایالات متحده تنها عامل تعیین کننده برنامه های منطقه ای تلقی می شد و در عمل ، سال ها این ایالات متحده بود که تصمیم می گرفت در منطقه چه اتفاقی باید بیفتد و چه چیزی نباید.

همانطور که می بینیم ، بسیاری از مسائل مهم منطقه ای بدون حضور و حتی مشورت ایالات متحده در حال رخ دادن است. تحولات در سوریه و عراق نمونه هایی است که ایالات متحده یا نمی تواند یا دیگر منحصراً شکل نخواهد داد. زیرا اصولاً امکان تعیین دستور کار منطقه ای برای ایالات متحده وجود ندارد.

شکست های متعدد ایالات متحده در رویارویی های نظامی در منطقه و رکود در خاورمیانه بزرگتر و جدیدتر نه تنها به تحکیم و افزایش هژمونی ایالات متحده کمک کرده است ، بلکه به گفته دموکرات ها ، بوش و نومحافظه کاران ، هژمونی ایالات متحده را تضعیف کرده و اعتماد به آمریکا را تضعیف کرده است. ایالت ها.

با این حال ، اکنون به طور فزاینده ای روشن می شود که ایالات متحده قادر نیست بحران های منطقه ای را به تنهایی مدیریت کند. حتی در مدیریت چند جانبه ، برخی از موارد منطقه ای ممکن است وجود نداشته باشد ، و اگرچه این امر منجر به شوک های مدیریت شده در منطقه شده است ، اما قادر به مدیریت آن نیست.

سرانجام ، باید تصدیق کرد ؛ با توجه به موارد فوق و زمینه روابط ایدئولوژیک بین سیاستمداران عراقی و فروپاشی غرور ملی پس از اشغال نظامی آمریکا توسط عراق برای دستیابی به بهترین شرایط برای دستیابی به اهداف خود در منطقه ، اما با توجه به تشکیل خط مقدم مقاومت با روحانی پشتیبانی و رهبری مشاور جمهوری اسلامی ایران و افزایش تفکر استکبار ستیزی و استقلال ملی و اعتماد به نفس در نتیجه شکل گیری و موفقیت یک نیروی مردمی به نام حشدالشعبی ، آموزش دیده توسط مقاومت. منطقه و تهدید امنیت رژیم صهیونیستی در عراق و منطقه.

باید به یاد داشته باشیم که اگر آموزش انقلاب اسلامی و تبلور آن از نظر اخلاقی ، در سردار شهید حج عملی است قاسم سلیمانی نه ، این بیداری اسلامی شیعه-اسلامی به بلوغ خود نرسیده بود و امروز عراق و ایالات متحده با خروج هرچه سریعتر نیروهای آمریکایی از عراق موافقت نکردند و ایالات متحده همچنان به دنبال سهمی از این ملت شجاع و مقاوم بود.

مجید عبدالهی

انتهای پیام /

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *