تسلط طالبان بر افغانستان به معنای پیروزی پاکستان و شکست ایران است

[ad_1]

خبرگزاری میزان – محمد یوسفی تحلیلگر سیاسی – با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان ، منطقه جغرافیایی همسایه شرقی ایران به عرصه تقابل و همکاری کشورهای همسایه و قدرت های منطقه ای تبدیل می شود. اما آنچه به نظر می رسد در حال رخ دادن است این است که این خروج نظامی آمریکا از افغانستان هیچ کشوری را به اندازه پاکستان خوشحال نخواهد کرد ، زیرا استقرار و تسلط رژیم طالبان در خاک افغانستان در واقع تحقق رویای اسلام آباد است که یک رویا است. برای چندین دهه شما آن را در سر خود تغذیه می کنید.

این بدان معناست که پاکستان و بندر گوادر به پل ارتباطی آسیای میانه با دریای جنوبی تبدیل می شوند و این امر پاکستان را به کریدوری متصل می کند که از شمال به جنوب متصل می شود ، زیرا نیروهای طالبان علاوه بر داشتن اشتراکات مذهبی با مقامات پاکستانی ، سالها مهمان دولت آنها تابع حمایت مادی و معنوی او هستند و تابع آن هستند. به یک معنا ، اگر اسلام آباد از طالبان حمایت مستقیم نمی کرد ، شاید یک گروه نظامی طالبان وجود نداشت.

با توجه به این سطح همکاری نزدیک بین اسلام آباد و طالبان ، مقامات پاکستانی عملاً مرزهای خود را تا آسیای میانه گسترش خواهند داد و این گروه کنترل افغانستان را در دست خواهد گرفت. با اتصال این مناطق به آبهای آزاد به کریدور شمال به جنوب از طریق بندر گوادر در جنوب پاکستان ، موضوعی که با منافع کشور ما و پروژه بندر چابهار که عمدتا توسط خارجیان تامین مالی می شود ، در تعارض مستقیم خواهد بود. هندی ها این امر ارتباط شمال آسیای مرکزی با جنوب را به حاشیه خواهد برد و پاکستان نیز قصد دارد به جای خرید گاز از ایران ، از طریق ترکمنستان گاز تأمین کند.

شاید یکی از دلایلی که طالبان بر مناطق شمالی افغانستان در آغاز این دوره از جنگ در مرزهای جنوبی کشورهایی مانند ترکمنستان متمرکز کرده اند ، بر اساس این پروژه باشد. این امر به طور موثر پروژه انتقال انرژی از شرق ایران به پاکستان و هند را حذف می کند.

البته این امر نه تنها تأثیرات اقتصادی مضر بر ایران خواهد داشت ، بلکه عواقب زیانباری برای هند خواهد داشت ، زیرا با توجه به تنش های بین اسلام آباد و دهلی نو ، پاکستان به هند اجازه می دهد از مسیر احتمالی بندر گوادر سوء استفاده کرده و از آن استفاده کند. . – آسیای مرکزی را به دهلی نو نمی دهد و از سوی دیگر خرابکاری هایی را برای جلوگیری از صادرات گاز ترکمنستان به هند ایجاد می کند ، در شرایطی که قدرت در حال ظهور به عنوان هند نیاز به تامین انرژی بیشتر از طریق واردات برای افزایش تولید شما دارد.

البته ، نگرانی سوم را باید در مورد تهران در نظر داشت و آن این است که با تسلط طالبان بر افغانستان ، پروژه کمربند بزرگ یک طرفه یا جاده ابریشم قدیمی با سرمایه گذاری چینی در حال ساخت است و جمهوری اسلامی ، که تا کنون می توان به دلیل تغییرات سیاسی در منطقه از این مسیرهای ممکن دور زد ، به ویژه اگر ترکیه که در سالهای اخیر نشان داده است که در استفاده از بی ثباتی برای یافتن پایگاه برای نیروهای خود تخصص دارد وارد عرصه شود. داستان پیچیده تر از قبل خواهد بود.

اگرچه در حال حاضر طالبان با حضور نیروهای ترکیه در افغانستان مخالف هستند ، با توجه به منافع متضاد بازیگران و بازیگران بین المللی مختلف در افغانستان ، اما تنها طالبان و پاکستان ممکن است در این وضعیت پیچیده در افغانستان این بازی پیچیده را انجام ندهند. آنها برای مدت طولانی رهبری خواهند کرد ، بنابراین دریافت کمک از بازیگرانی مانند ترکیه که از نظر ایدئولوژیکی ویژگیهای مشترک زیادی با طالبان و نیروهای پاکستانی دارد نیز دور از انتظار نیست.

همانطور که قبلاً شاهد همکاری آنکارا و اسلام آباد در منطقه قفقاز در زمینه های مختلف از جمله جنگ در قره باغ بوده ایم ، بنابراین در صورت اطمینان از حضور آنکارا در افغانستان در آینده ، شاهد شکل گیری هلال ترکیه در مرکز آن خواهیم بود. آسیا و قفقاز تا مدیترانه. ما خواهیم گفت که ترکیه با ایجاد شورای کشورهای ترک زبان سعی در ایجاد آن داشت ، اما با توجه به وقایع افغانستان و کریدور احتمالی زنگزور در قفقاز جنوبی و ارمنستان ، می توان گفت که ایران به طور کامل از ترانزیت خارج خواهد شد. او یک زن نیست و ممکن است ، اما بر اساس طرحی است که نمایندگان آذربایجان و ترکیه در مورد آن به صراحت صحبت می کنند ، به همین دلیل است که صاحب غفروف رئیس مجلس آذربایجان در اولین نشست سه جانبه آذربایجان ، پاکستان و ترکیه اعلام می کند. سخنرانان پارلمان در مجلس شورای ملی کریدور زنگزور به کریدور جدیدی تبدیل می شود که دولت برادرانه پاکستان را با ترکیه و آذربایجان متصل می کند.

اما نکته بعدی این است که حضور پاکستان و تشدید جنبش اسلامگرایان در مرزهای آسیای مرکزی و حضور ترکیه ، عضو ناتو و به عنوان بنیانگذار شورای همکاری کشورهای ترک زبان ، که تأسیس شد محدود کردن فعالیت های مسکو در روسیه. این برای فدراسیون روسیه و آسیای مرکزی ، که حیاط خلوت روس ها است ، جدی خواهد بود.

این تهدیدات مشترک می تواند منجر به ظهور منافع مشترک بین جمهوری اسلامی و روسیه در برخورد با افغانستان شود. اگرچه ظهور طالبان در منطقه تهدیدی برای مسکو خواهد بود ، اما به نظر می رسد که مسکو نیز در حال برنامه ریزی برای یک طرح جایگزین است. مشارکت و اجرای پروژه انتقال گاز ترکمنستان-پاکستان به عنوان سلطه کامل طالبان در نظر گرفته می شود. با این پروژه ، مسکو علاوه بر درآمدهای مادی ، نفوذ خود را در منطقه افزایش می دهد ، زیرا خط لوله ، اسلام آباد و طالبان باید با کرملین در منطقه درگیر شوند.

بنابراین ، با نیت قوی دولت افغانستان نسبت به واشنگتن و رویکرد دولت اشرف غنی برای حفاظت از منافع ایالات متحده و در مقابل منافع تهران ، از جمله پیشنهاد اشرف غنی یا دیه برای تأمین حقوق آب ما در ازای دریافت نفت از جمهوری اسلامی و تلاش می کند حذف زبان فارسی از جامعه افغانستان ، که تنها یک نمونه از اقدامات اشرف غنی علیه ایران و تمدن ایران است ، که روابط تهران و کابل را تحت الشعاع قرار داد و باعث نارضایتی مقامات تهران از حزب حاکم کابل شد و باعث شد جمهوری اسلامی نتواند منافعی را برای ادامه دولت کنونی افغانستان در کابل به منظور حمایت از دولت مرکزی افغانستان.

اما از سوی دیگر ، جمهوری اسلامی باید سیاستی محتاطانه در رابطه با تعاملات افغانستان اتخاذ کرده و آمادگی مقابله با وعده های احتمالی طالبان را برای خدمت به منافع جمهوری اسلامی و جریانهای منطبق با جمهوری اسلامی افغانستان داشته باشد.

به نظر می رسد یکی از راه حل ها در این زمینه می تواند حمایت از جنبش های مردمی در افغانستان باشد که از ابعاد خطرناک طالبان مطلع هستند.

انتهای پیام /

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *